جمعه 1388/08/29
غروب آدینه چقدر دلگیره!!!!
دلم میخواد گریه کنم
نمیدونم باز چم شده

غروبهای جمعه که میشه دست خودم نیست بغض گلوم رو میگیره وقتی آفتاب غروب میکنه مثل اینکه امیدم نا امید شده اشکم سرازیر میشه
دوست ندارم با کسی حرف بزنم دلم میخواد تنها باشمچون تنها کسی که تنهایی و دلتنگیم رو درمان میکنه فقط امام زمانه که هنوز که هنوزه ...................
چی بگم وقتی عاقلانه نگاه میکنم غمی ندارم ولیییییییییییییییییییییی دست خودم نیست دلم میگیره اشکم میریزه
اگه فراموش کرده باشم که امروز جمعه است از تب و تاب دلم میفهمم
خدا یا تا به کی چشم انتظاری
نمیخواد بیاد اون یار سفر کرده؟
فقط نگو تو خود حجابی خویشی زمیان بر خیز که خودم هم میدونم ولی چی کنم ؟ نمیتونم هر بار میگم دیگه توبه دیگه امام زمان پسند میشم ولی باز یاد میره
آره من فراموشکارم من خیلی وقتها تو رو یادم میره امام زمان رو یادم میره خودت اسمم رو گذاشتی انسان خب انسان هم یعنی فراموشکار
میدونم این دلیل نمیشه ولی خدا جون باهمه بدیهام دوستت دارم
امام زمان رو دوست دارم
اصلا خدا جون به من نگاه نکن به این همه شیعه که دارن گشته میشن نگاه کن به کودکان بی گناهی که در یمن دارن گشه میشن نگاه کن
به شیعیانی که عراق گشته میشن نگاه کن - ببین استکبار چه طور داره میتازونه و کسی نیست جلوش رو بگیره ببین وضعیت مملکتمون رو
ببین رهبر چقدر پیر شده چقدر لاغر شده و موها و ریشهاش همه سفید شدن

از بس غصه میخوره از بس مسئولیتی که بر دوشش هست سخته روز به روز هم تعداد یارهاش کم میشه و خیلی ها که با امید اینکه این انقلاب براشون کوه خیر بشه اومدن زیر پرچم انقلاب و الان امیدشون ناامید شده دارن چهره واقعیشون رو نشون میدن
سخته خداجوننننننننننننننننننننن
خدا خود حضرت مهدی عجل الله هم شاید خسته شده که گفته برا ظهورم زیاد دعا کنید
پس کی خدا جونم ؟
کاری جز گفتن اللهم عجل لولیک الفرج از دستم بر نمیاد
پس باز هم اللهم عجل لولیک الفرج مولانا امام زمان
دوشنبه 1388/08/25
مختصري از زندگي نامه حضرت آیت الله نجومی رحمة الله علیه
بر گرفته از كتاب كيمياي هستي « زندگي نامه خود نوشت حضرت آيت الله نجومي »
حضرت آيت الله استاد حاج سيد مرتضي نجومي فرزند مرحوم آيت الله آقا سيد محمد جواد نجومي فرزند آقا سيد ميرزا اسماعيل نجومي ، بنا به شجره نامه اي كه به خط اين بزرگوار در پشت نسخه بسيار نفيس نهج البلاغه خطي مرقوم شده سلسله سيادت ايشان به امام همام سيد الساجدين و زين العابدين حضرت علي ابن الحسين ع منتصب است .
پدرو جد بزرگوارشان آقا سيد ميرزا اسماعيل نجومي متولد كرمانشاه و از سادات بسيار جليل القدر و از اتقياي زمان بودند كه طول عمر مباركشان را در شهر كرمانشاه سپري و ملاجا و پناهي بودند براي دوستداران ائمه اطهار عليهم السلام . در خصوص والده مكرمشان به بخشي ازتوضيحات استاد در اين باب در كتاب فوق بسنده ميكنيم
« والده عفيفه و صالحه بنده كه به راستي نمونه سلامت نفس ، ديانت ، تقوي ، دلسوزي ، مهر و محبت بود فرزند مرحوم مغفور آيت الله شيخ مرتضي علم الهدي آل آقا بودند »
سال و محل تولد
استاد برابر آنچه در اين كتاب قيد فرموده اند به نقل از والد مكرمشان كه در پشت نسخه خطي كتاب عين اليقين فيض مرقوم داشته اند در 23 جمادي الثاني 1346 مصادف با 5 آذر 1307 در كرمانشاه متولد شده اند وليكن در شناسنامه ، تاريخ تولدشان 26 بهمن 1307 قيد شده است .
دوران كودكي و نوجواني :
استاد در سال 1314 شمسي در دبستان هدايت كرمانشاه به تحصيل پرداخته و تا كلاس ششم همانجا بوده سپس در سال 1321 و 1322 دوران اول و دوم دبيرستان را نيز گذرانده و ضمن رها كردن تحصيل در مدارس دولتي به تحصيل دروس حوزوي پرداخته اند .ايشان در بيان خاطرات اين بخش از زندگيشان اشاراتي به خاطرات شيريني چون مراوده و رفت آمده علماي بزرگ شيعه به منزل پدريشان و كسب فيض از حضور اين بزرگواران نموده و خاطرات تلخ اشغال كرمانشاه توسط نيروهاي انگليسي در شهريور20و رژه اشغالگران در خيابان مدرس ( سپه سابق ) رانيز به ياد مي آورند .
دوران جواني و تحصيل علوم حوزوي :
در زماني كه هيچ مدرسه علوم ديني و هيچ طلبه اي در كرمانشاه نبود ايشان تحصيل علوم حوزوي را نزد پدرشان و ديگر اساتيد شهرآغاز نمودند تا اينكه پس از گذشت چند ماهي از اين جريان علماي كرمانشاه به امر حضرت آيت الله آقا سيد ابوالحسن اصفهاني حوزه ي علميه را در كرمانشاه پايه گذاري نموده و در مسجد حاج شهباز خان اولين مدرسه علوم ديني تشكيل شد .
استاد در محضر اساتيدي چون آقا ميرزا ابراهيم پور معتمد ، حاج سيد محمود معصومي لاري و حاج شيخ حسن حاج آخوند به تحصيل علوم ديني پايه پرداخته تا اينكه به جهت گذراندان دروس حوزوي و بهره جستن از محضر اساتيد بزرگ شيعه دست به مهاجرت به عتبات عاليات عراق « كربلا و نجف » زدند كه در كتاب كيمياي سعادت تحت عنوان تعبير رويا و عزيمت به كوي دوست از اين اقدام ياد كرده اند .
زندگي در نجف اشرف :
استاد در بيان دليل عزيمت به عراق (شهر نجف اشرف ) براي ادامه تحصيل در كتاب كيمياي هستي چنين نوشته اند كه:
« رفت و آمد علاقمندان و همشهريان را به منزل والد و معاشر بيش از اندازه را بلائي براي ادامه تحصيل ديدم لذا تصميم به عزيمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم»
ايشان در سال 1369 هجري قمري به شهر نجف اشرف رفته و در مدارس ذيل به تحصيل دروس حوزوي پرداخته و به درجه اجتهاد نائل آمده اند :
مدرسه آقا سيد محم كاظم يزدي
مدرسه مرحوم آيت الله آخوند خراساني
مدرسه حاجي «مرحوم حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل »
مدرسه مرحوم آخوند
در اين ايام استاد در درس خارج ، استادان اعلمي چون حضرت آيت الله العظمي آقا ميرزا محمد باقر زنجاني ، آيت الله آقا ميرزاعبد الهادي شيرازي ، آيت الله حاج آقا محسن حكيم وآيت الله العظمي آقاي حاج سيدمحمود شاهرودي شركت نموده و اولين اجازه اجتهاد را از دستان مبارك حضرت آيت الله العظمي آقا ميرزا محمد باقر زنجاني دريافت نموده است .
تشكيل خانواده :
بنا به آنچه در كتاب پر ارزش و با بركت زندگي نامه ايشان قيد شده استاد در سال 1334 با دختر يكي از علماي متقين نجف حضرت حجه الاسلام آقا سيد عباس ناجي رحمه الله عليه كه اصالتا اهل آذربايجان بودن ازدواج كرده و هم اكنون صاحب سه پسر و سه دخترو تعدادي نوه هستند كه خداوند همگي را براي اسلام حفظ نمايد .
بازگشت به وطن :
در سال 1349 در پي اخراج ايرانيان مقيم عراق توسط بعثيون استاد به كرمانشاه مراجعت و از آن پس عمر پر بركت خويش را وقف و صرف مردم كرمانشاه نموده وهم اكنون از چهره هاي پر نفوذ معنوي شهر محسوب ميشوند كه محل رجوع بسيار از دانشمندان ، طلاب و افراد تحصيلكرده هستند .
ايشان هم اكنون در مسجد نواب نماز ميگذارند كه از جمله مساجد فعال و پر جمعيت شهر كرمانشاه است .
استاد و جريان انقلاب :
استاد در خصوص فعاليتهاي دوران انقلاب چنين نگاشته اند :
«بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامي ديگر مجال نوشتن كتابي يا استنساخي پيدا نشد و به كارهاي معمولي و وظايف مقرره روحانيت مشغول شديم . تا اوان انقلاب اسلامي كه جوانان عزيز و سر باخته ، دستگاه تكثير و چاپ اعلاميه ها را مخفيانه به منزل ما آوردند بطوريكه خود آقايان روحانيون محترمي كه كاملا در جريان انقلاب بودند نمي دانستند كه اعلاميه ها كجا تكثير ميشود حتي گاهي جلسه آقايان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزيز در زير زمين مشغول تكثير و چاپ اعلاميه ها با انشاء اين حقير بودند .»
در كوران درگيريهاي انقلاب در 9 مهر ماه 57 داماد استاد به نام شهيد صادق صابون پز در درگيري با عوامل رژيم شاه به شهادت رسيد و بعنوان اولين شهيد انقلاب اسلامي در كرمانشاه تقديم به امام و انقلاب شد .
آثار و تاليفات :
در آثار به ثبت رسيده از ايشان مي توان به مجموعه عكسي از آثار خطي ايشان ، چند رساله ارزشمند با عناويني چون رساله بعد معنوي هنر خط ، رساله التصوير و التمثيل ، رساله الغناء ، رساله النجاسه الخمر ، تفسير سوره ي مومن ، و رساله اي در تعظيم شعائر اسلامي اشاره نمود گرچه استاد در ذيل بخش آثار و تاليفات چنين آورده اند :
« مطلبي را اينجا تذكر دهم و آن اينكه ما از اول بفكر كتاب نويسي يا اگر جسارت نباشد بفكر خود نمائي و تاليف و تصنيف نبوديم و هميشه مي گفتيم مردي در فهميدن كلمات بزرگان و محققان عظيم ماست لذا چندان رغبتي به نوشتن كتاب مستقل نداشتيم »
البته استاد بسياري از آثار بزرگان را استنساخ نموده اند از جمله آنها رياض العلما ي مرحوم عبدالله افندي ، رساله صحيحه از ميرزاي زنجاني و چند اثر ديگر ...»
برجستگي هاي هنري :
استاد در خصوص ويژگيهاي هنري خود و خانواده اش چنين نوشته اند :
« در خاندان ما هنر هاي زيبا جايگاه ويژه اي دارد و هنرمند خوشنويس ، نقاش و صحاف زياد داشته ايم ، مرحوم جدم آقاي ميرزا اسماعيل كه در ابتداي كلام ترجمه حال ايشان را آوردم از خوشنويسان بسير خوبيبودند كه انواع خطوط را بسيار استادانه مي نوشتند و آثار بسيار ارزشمندي در اين زمينه دارند كه همراه برادرش آقا ميرزا رضاي منجم باشي از شاگردان ميرزا محمد علي خوشنويس كرمانشاهي بوده اند .» آقا سيف السادات ، سيد ميرزا عبدالرحمن نجومي ، سيد ميرزا محسن و سيد محمد صالح سيف السادات ، سيد نصر الله نجومي و سيد ميرزا حسن نجومي و سيد هادي و مهدي نجومي و آقا سيد محمد جواد نجومي پدر گرانقدر استاد نيز از هنرمندان اين خانواده هستند .
خود استاد از برترينهاي هنر خوش نويسي جهان هستند كه تابلوهاي زيباي ايشان هوش از سر هر صاحب ذوقي مي برد استاد نزد خطاطان بزرگي همچون هاشم بغدادي و احمد نجفي به تمرين و ممارست پرداخته اند تا درانواع خطوط اسلامي استاد مسلم و در خط نسخ و ثلث يگانه و بي همتا گرديده اند و در تذهيب و تشعير و جليد و گل و بوته سازي آثار جاودانه اي پديد اورده اند . در سال 1398 هجري قمري مرحوم حاج ميرزا احمد معصومي زنجاني اجازه اي عربي در عالم خط براي استاد نوشته اند و لوح تقدير در نخستين گردهمائي و جشنواره خوشنويسان جهان را اذان خود نموده و در سال نيز بعنوان چهره ي ماندگار ايران در عالم هنر مورد تقدير قرار گرفته اند .
از خداوند منان طول عمر و سلامتي ايشان و خانواده محترمشان را خواستاريم و اميد آنكه مردم شهيد پرور و مومن كرمانشاه از فيض حضور چنين افراد با بركتي هيچگاه محروم نشوند .
سه شنبه 1388/08/19
دحوالارض
در این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
_دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.
از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.
2. ذوالقعده؛ ماه حرام
ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه های حرام است. ماه های حرام زمان هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.
اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان برد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.
3. مناسبت های دیگر این روز
گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:
· میلاد شیخ الانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام
· میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام
· خروج رسول اکرم |(ص) از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می کردند.
· در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.
4. اعمال شب و روز دحو الارض
روزه :
یکی از آن چهار روز است که در تمام سال بفضیلت روزه ممتاز است .
و در روایتی روزهاش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود و از برای روزهدار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است و از برای این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل وارد است .
نماز :
نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده .
و آن دو رکعت است در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ پس دعا کند و بخواند یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ .
دعا :
خواندن این دعا است که شیخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ
مراجعه شود به کتاب شریف مفاتیح الجنان اعمال ماه ذی القعدة اعمال روز دحو الارض
التماس دعای مخصوص از همه بزرگواران دارم
یاعلـــــــــــــــــــی مدد

منبع : نسیم وحی
جمعه 1388/08/15
عشق خداوند به بندگانش بر طبق آيات قرآن

قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲
“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”
تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.
همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش
اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش
علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش
از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)ش
منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)ش
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)ش
خود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش
از كارهاي بد توبه مي كنند (۲:۲۲۲)ش
به خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)ش
و در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش
از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش
به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵)ش
متكبر باشد (۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳)ش
به ديگران بدي كند (۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰)ش
ناسپاس باشد (۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸)ش
تجاوزكار باشد (۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵)ش
اسرافكار باشد (۶:۱۴۱, ۷:۳۱)ش
ديگران را گمراه كند (۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷)ش
عهد و پيمانش را بشكند (۸:۵۸, ۴:۱۰۷)ش
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (۲۸:۷۶)ش
پنجشنبه 1388/08/07
مناظره امام رضا با یهودیان و مسیحیان

مأمون به وزیر خود، فضل بن سهل، دستور داد صابی - بزرگ صائبین - و هربذ اکبر - بزرگ آتش پرستان - و علمای زرتشت و نسطاس رومی و علمای ادیان دیگر را جمع کند تا با آنها سخنی را در میان بگذارد.
فضل بن سهل همهی آنها را جمع کرد. مأمون به آنها گفت:« من پسر عمویی دارم که میخواهم با او مناظره کنید. فردا صبح همه شما نزد من حاضر شوید.»
فضل نوفلی روایت میکند که:
ما نزد حضرت رضا علیه السلام نشسته بودیم که یاسر، خادمش، وارد شد و عرض کرد:« آقای من! مأمون خدمت شما سلام میرساند و میگوید فردا علمای ادیان مختلف نزد ما جلسهای تشکیل میدهند؛ شما هم تشریف بیاورید.»
واکنش امام علیه السلام
امام فرمود:« به مأمون سلام برسان و بگو من منظور تو را میدانم و انشاء الله فردا صبح در مجلس تو خواهم بود. »
وقتی یاسر رفت، امام به من فرمود:« آیا میترسی آنها دلایل مرا رد کنند و مرا محکوم نمایند؟»
من گفتم:« فدایتان گردم! بله؛ چون آنها اهل مجادله و انکار هستند و هر چه را شما بگویید قبول ندارند. اگر بگویید خدا یکی است، میگویند چرا؟ اگر بگویید محمد صلی الله علیه و اله و سلم رسول خداست، میگویند رسالتش را ثابت کن. و بالاخره هر دلیلی بیاورید با مغلطه و سفسطه رد میکنند. از آنها بپرهیزید!»
امام فرمود: « مأمون از کار خود پشیمان خواهد شد. من با علمای تورات با تورات خودشان، با علمای انجیل با انجیل خودشان، با علمای زبور با زبور خودشان، با صائبین به زبان عبرانی، با هرابذه به فارسی، و با علمای رومی به زبان رومی استدلال خواهم کرد و همهی آنها را مجاب خواهم نمود. و لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.»
فردا صبح حضرت رضا علیه السلام وضو گرفت و از منزل خارج شد. وقتی وارد مجلس شد، دید علمای ادیان و عدهای از بنیهاشم و بزرگان و کارگزاران حکومتی نزد مأمون نشستهاند. با ورود امام، مأمون و همه حاضرین به پا خاستند.
استدلال امام درباره نبوت عیسی علیه السلام
مأمون امام را کنار خود نشاند، مدّتی با او گرم صحبت شد و سپس به جاثلیق گفت: « ای جاثلیق! ایشان پسر عموی من، علی بن موسی الرضا، از فرزندان فاطمه، دختر پیامبراسلام، و علی بن ابیطالب است. دوست دارم با او بحث کنی اما انصاف را هم رعایت نمایی.»
جاثلیق گفت:« ای امیرمؤمنان! چگونه بحث کنم با مردی که میخواهد با من از کتابی سخن گوید که من آنرا قبول ندارم و از سخنان پیامبری برای من دلیل بیاورد که به او ایمان ندارم؟!»
حضرت رضا علیه السلام در کمال آرامش فرمود:« ای نصرانی! اگر من با انجیلی که تو قبول داری، با تو بحث کنم، آیا میپذیری؟»
جاثلیق گفت: « مگر من میتوانم آنچه را انجیل بگوید، رد کنم؟ بله؛ به خدا قسم، حتی اگر خوشایندم نباشد و به ضررم تمام شود، هر چه انجیل بگوید قبول دارم.»
امام فرمود:« اینک هر چه میخواهی بپرس!»
جاثلیق گفت:« دربارهی نبوّت حضرت عیسی چه می گویی؟»
امام فرمود:« به نبوت حضرت عیسی و کتابش اعتقاد دارم ولی به عیسایی که نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را انکار کند، ایمان ندارم.»
جاثلیق پرسید:« آیا شاهدی وجود دارد که حضرت عیسی به آمدن محمد مژده داده است؟»
امام فرمود:« آیا یوحنای دیلمی را قبول داری؟»
جاثلیق گفت: « به به! نزدیکترین دوست مسیح!»
امام فرمود:« آیا یوحنا نگفت عیسی مرا به دین محمد صلی الله علیه و آله وسلم مژده داد و خبر داد که بعد از او ظهور خواهد کرد؟ و آیا یوحنا این مژده را به یاران خود نگفت؟ و آیا آنها به محمد ایمان نیاوردند؟!»
جاثلیق گفت:« بله، ولی ما پیامبر عرب نمی شناسیم.»
استدلال امام از انجیل
امام شروع کرد به خواندن سفر سوم انجیل تا رسید به نام مبارک محمد صلی الله علیه و اله و سلم. بعد فرمود:« ای نصرانی! به حق مسیح و مادرش سوگند، آیا من عالم به انجیل هستم؟»
گفت: « آری »
امام مطالب مربوط به حضرت رسول اکرم و اهل بیت و امتش را از انجیل قرائت کرد و سپس پرسید:« ای نصرانی، در برابر این گفتههای انجیل چه میگویی؟! اگر انجیل را قبول نکنی و حضرت عیسی و حضرت موسی را تکذیب کنی که قتلت واجب است!»
جاثلیق گفت: « من به مطالب انجیل ایمان دارم.»
سپس از حضرت رضا علیه السلام اسامی حواریون (یاران نزدیک حضرت عیسی) را پرسید.
امام نام آنها را یک به یک بیان کرد و سپس فرمود:« اما ما به عیسای شما به جهت ضعفی که در عبادت و روزه و نماز داشت، اعتراض داریم!»
جاثلیق عصبانی شد و گفت: « من گمان می کردم امروز در میان ملت اسلام ، از شما داناتر کسی نیست! عیسی همهی شبها بیدار بود و روزها روزه میگرفت و در عبادت هرگز کوتاهی نمینمود!»
امام فوراً فرمود:« اگر چنین است، حضرت عیسی برای چه کسی نماز میخواند و روزه میگرفت؟! شما که میگویید عیسی خداست!»
جاثلیق چیزی نگفت.
امام فرمود:« ای جاثلیق! من زنده کردن مردگان را به دست حضرت عیسی علیه السلام را انکار نمیکنم، ولی او به اذن خداوند مردگان را زنده میکرد.»
جاثلیق گفت:« زنده کردن مرده از افعال خداوند است و هر کس چنین کند یا کر و کور را شفا دهد، شایسته عبادت است.»
امام فرمود:« الیسع (یکی از پیامبران) نیز مانند حضرت عیسی، مردگان را زنده میکرد و کورها را شفا میداد و روی آب راه میرفت، ولی امت او هرگز او را خدای خود ندانستند. حضرت حزقیل( یکی دیگر از پیامبران) سی و پنج هزار مرده را در یک روز زنده کرد؛ در حالیکه شصت سال بود از دنیا رفته بودند و این مطلب در تورات هست. ای راس الجالوت! آیا این مطلب در تورات نیست؟»
گفت:« چرا.»
امام فرمود: « قریش نزد رسول خدا آمدند و گفتند:« مردگان را زنده کن!» رسول اکرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام را خواست و فرمود: « به گورستان برو و افرادی را که اینها نام میبرند، صدا بزن و بگو محمد میگوید به اذن خداوند از جای خود حرکت کنید!» آنان زنده شدند و به رسالت پیامبر اسلام اقرار کردند.
آری، پیامبر اسلام بیماران و دیوانگان را شفا میداد و با حیوانات سخن میگفت ولی ما مسلمانها او را خدای خود نگرفتیم. همچنین یکی از انبیاء بنی اسرائیل به امر خداوند به یک مشت استخوان پوسیده خطاب کرد که « به اذن خداوند از جای خود حرکت کنید.» آنها همه زنده شدند. ابراهیم خلیل پرندگانی را قطعه قطعه کرد و آنها را کوبید و هر قسمت را سر کوهی قرار داد؛ وقتی آنها را خواند، همه زنده شدند.
حضرت موسی با هفتاد نفر از برگزیدگان امّت خود به کوه طور رفت و آنها در اثر درخواست نابجای خود که گفتند میخواهیم خدا را ببینیم، به وسیلهی صاعقهای هلاک شدند. آنگاه حضرت موسی دعا کرد و آنها زنده شدند. زنده کردن مردگان به دست پیامبران الهی نمونههای بسیار دارد.
من این داستان ها را نقل کردم تا نتوانی آنها را رد کنی. آیا هر کس مردگان را زنده کند باید پرستش شود؟ اگر چنین است پس همهی این پیامبران باید پرستش شوند. چه می گویی؟!»
جاثلیق گفت:« حق به جانب تو است و خدایی جز خدای یگانه نیست.»
دلیل اختلاف اناجیل چهارگانه
سپس امام رضا علیه السلام به راس الجالوت رو کرد و فرمود:« تو را به حق آن ده آیهای که بر حضرت موسی علیه السلام نازل شد، آیا خبر محمد صلی الله علیه و آله وسلم را در تورات ندیدهای؟»
رأس الجالوت گفت: « چرا.»
امام پرسید:« آیا در انجیل گفتار عیسی علیه السلام را دیده ای که فرمود « من بهزودی نزد خدای خود میروم و بعد از من " فارقلیطا" خواهد آمد و به حقانیّت من گواهی خواهد داد، همانگونه که من به حقانیّت او گواهی میدهم؟»
جاثلیق گفت:« آری؛ این سخنان در انجیل هست.»
امام فرمود:« به شما بگویم انجیلی را که گم کردید، در کجا یافتید؟»
جاثلیق گفت:« ما فقط یک روز آن را گم کردیم و دوباره بدون هیچ کموکاستی پیدایش نمودیم.»
امام فرمود:« اطلاع تو نسبت به انجیل بسیار کم است. اگر آن را فقط یک روز گم کردهاید، چرا در آن این همه اختلاف است؟ بدان هنگامی که انجیل از میان شما گم شد، نصاری دور هم جمع شدند تا ببینند چه باید بکنند.
«لوقا» و «مرقابوس» گفتند انجیل در سینهی ما محفوظ است، آن را خواهیم نوشت.
سپس با «یوحنا» و «متی» دور هم جمع شدند و این چهار انجیل را نوشتند. لذا اناجیل چهارگانه با هم اختلاف دارد.»
جاثلیق گفت:« من امروز فهمیدم که مطلب از چه قرار بوده؛ و بر فهم و علم من افزوده شد.»
سپس امام رضا علیه السلام نمونههایی از اختلاف میان انجیلها را بیان فرمود؛ به طوری که جاثلیق گفت:« لوقا و مرقابوس و متی در مورد حضرت مسیح، شهادت دروغ دادهاند.»
سپس گفت: « ای دانشمند مسلمانان! مرا معاف بدار و بگذار دیگران سؤالات خود را مطرح کنند که به مسیح سوگند، در میان علمای مسلمانان، کسی مانند شما نیست.»
اثبات نبوت پیامبر اسلام با کتب آسمانی
مناظره حضرت با رأس الجالوت:
امام رضا علیه السلام رو به رأس الجالوت، بزرگ یهودیان، کرد و فرمود: «تو میپرسی یا من بپرسم؟»
گفت:« من میپرسم؛ ولی باید از تورات و انجیل یا زبور داود و صحف ابراهیم و موسی با من صحبت کنید. شما نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را چگونه اثبات می کنید؟»
فرمود: « موسی بن عمران و عیسی بن مریم و داود به نبوت او شهادت داده اند.»
راس الجالوت گفت: « کجا؟»
امام فرمود:« مگر حضرت موسی به بنی اسرائیل وصیّت نکرد که به زودی پیغمبری از برادران شما خواهد آمد؛ او را تصدیق کنید؟»
گفت:« بله؛ این سخن موسی است.»
امام فرمود: « آیا از برادران بنی اسرائیل پیغمبری جز محمد آمده است؟»
گفت: « نه »
امام فرمود:« مگر در تورات نیامده که نور از کوه طور و کوه ساعیر و کوه فاران ظهور کرد؟»
گفت:« بله؛ اما تفسیرش چیست؟»
امام فرمود:« ظهور نور در طور سینا همان وحی خداوند است بر موسی علیه السلام و روشنی کوه ساعیر همان وحی است به حضرت عیسی علیه السلام؛ و مقصود از نوری که از کوه فاران آمده، رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم است. زیرا فاران نام یکی از کوه های اطراف مکه است که رسول خدا از آنجا مبعوث شده است.»
سپس حضرت رضا علیه السلام نمونههایی از مژدههای پیامبران را که در تورات آمده ذکر کرد و از قول « شعیای پیغمبر » و « حیقوق پیغمبر » نشانههای حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را بیان فرمود و از کتاب زبور داود، قسمتی را برای راس الجالوت خواند که تنها دربارهی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم صدق میکرد.
پرسش امام از راس الجالوت
سپس فرمود:« ای رأس الجالوت! من از تو میپرسم دلیل نبوت حضرت موسی علیه السلام چیست؟ »
راس الجالوت گفت:« شکافتن دریا، تبدیل عصا به اژدها، جاریکردن آب از سنگ، انتشار نور از انگشتها و معجزات دیگرش. »
امام فرمود: « راست گفتی. اگر کارهای خارق العاده دلیل بر نبوت حضرت موسی است، پس چرا شما به نبوت حضرت عیسی اقرار نمیکنید؛ در صورتی که او مردهها را زنده می کرد، بیماران صعب العلاج را شفا می داد و از گل پرنده میساخت و به آنها جان میبخشید؟»
راس الجالوت گفت:« ما این معجزات را از عیسی ندیدهایم. »
امام فرمود:« شما معجزات موسی را هم ندیدهاید، فقط از اصحابش شنیده اید.»
رأس الجالوت از جواب عاجز شد و چیزی نگفت.
امام رضا علیه السلام فرمود:« جریان حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم هم چنین است. او کتابی نخواند و سر کلاس معلّمی حاضر نشد، ولی کتابی آورد که از گذشتگان و آیندگان تا روز قیامت خبر میدهد. او از اسرار مردم خبر میداد و معجزاتی فراوان و غیر قابل شمارش داشت.»
مناظره با عمران صائبی
امام با هربذ اکبر که عالم زرتشتیان بود سخنی کوتاه گفت و او نیز از جواب عاجز شد.
سپس فرمود:« هر کس سؤالی دارد، بپرسد.»
عمران صائبی که از علمای زبردست بود، گفت: «من با افراد زیادی در کوفه و بصره بحث کردهام ولی کسی نتوانسته به من ثابت کند که این جهان خدای واحدی دارد. شما برای من ثابت کنید.»
امام با او به مباحثه پرداخت و آنقدر درباره وجود خداوند و صفاتش صحبت کردند که سرانجام عمران گفت:« شهادت می دهم که "الله" همان گونه است که شما وصف کردید و او را یگانه شمردید؛ و شهادت می دهم که محمد بنده اوست که به دین حق و هدایت از جانب او مبعوث شد.»
سپس خود را به خاک انداخت و سجده کرد و مسلمان شد.
سایر حضار که دیدند عمران، با اینکه در مباحثه بسیار قوی بود، مسلمان شده، جرأت نکردند چیزی بگویند و همگی از مجلس خارج شدند.
عمران پس از مسلمان شدن
حسن بن محمد نوفلی در ادامهی روایت میگوید:
آن شب امام علیه السلام عمران را برای شام دعوت کرد. سپس یک دست لباس و یک مرکب با ده هزار درهم به عمران هدیه کرد و او را سرپرست صدقات بلخ قرار داد. مأمون هم ده هزار درهم و فضل بن سهل نیز پول زیادی به او بخشیدند.
از آن پس عمران در دفاع از اسلام با علمای ادیان دیگر بحث میکرد و آنها را شکست میداد.
منابع:
* بحار الانوار، ج 49، ص 173. ح 12.
* از عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 154-178.
* اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام ص 600 تا 614.
جمعه 1388/08/01
به کجا چنین شتابان؟
بی مقدمه
جالبه بعد از گذشت این مدت از سریال جومونگ هنوز هم رد فیلم در صحبتها و حرکات مردم دیده میشه
هنوز هم پشت بعضی ماشینها نوشته روله بیکس جومونگ ( روله در زبان کردی به معنای فرزند و بچه است)
هنوز خیلی از پسر بچه ها خودشون رو جومونگ فرض میکنند و شمشیر بازی میکنند و حتی خیلی از دختربچه هام از این امر مستثناء نبوده و اسم سوسانو رو رو خودشون میذارند –
در محدوده زمانی پخش فیلم هم کم خبرهای عجیب غریب به گوشمون نرسید مثل نذوری که بیننده های این سریال برای سلامتی جومونگ میکردند – جشن و پای کوبی در فلان روستا در شبی که عروسی جومونگ و سوسانو رو نشون داد یا پسری که به خاطر سوسانو خود کشی کرد و.............
در عجبم از ایران وایرانی
– کجا رفته اون فرهنگ غنی و معنویات
– مگه ایران و مسلمین کم اساطیر و الگوهای برجسته داشته چرا باید اینطور محو یه افسانه بیگانه بشنود؟– اون هم افسانه ایی که معلوم نیست چه دینی دارند و چه خدایی رو پرستش میکنند
چرا باید فرزندانمون اسم تک تک افراد سریالها حتی اسم واقعیشون رو حفظ باشند ولی اسم ائمه شون رو بلد نباشند
چرا باید آهنگ خیلی از سریالها رو از بر بخونند ولی دریغ از یه سوره کلام الله و یا حتی یه شعر حافظ یا مولانا
چرا باید اجازه بدیم به همین راحتی با تماشای یه سریال فرهنگ بیگانه اینطور وارد خونه هامون بشه و فراموش کنید کی هستیم و چه پیشنه ای داریم؟
به کجا چنین شتابان ؟
صبر
آهسته تر
دقت کنید
چشمهاتون رو باز کنید
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
یه نگاه به تاریخ ایران زمین بندازید
یه نگاه به تاریخ اسلامی بندازید
ببینید چقدر بزرگان در این تاریخ هستند که اگه فیلم ساز ماهری پیدا بشده میتونه بهترین فیلمهای دنیا رو بسازه
ولی افسوس
ولی درسته که فیلم زیادی در این موراد ساخته نشده ولی کتابهای زیادی در اختیار ما هست و همچنین میتونیم پای صحبت بزرگان بشینیم حتی پای صحبت پدر بزرگ ها که خوب با اساطیر ایرانی آشنا هستند کافیه ازشون بخوای تا شاهنامه رو برات از حفظ بخونند و همچنین کلام الله رو در دست بگیری و داستانهایی که گفته شده بخونید از آیات پند و عبرت بگیرید آیاتی که راه گشای ما در هر مکان و زمان هستند و مثل خیلی مسائل دیگه علوم لاینفع نیستند
به امید اینکه تمام ایرانیان مسلمان خودشون و پیشنه شون رو در یاند و از خوای غفلت بیدار شوند و یادشون بیاد برای رسیدن به اینجا چه زحمتها یی کشیده شده و چقدر خون پاک شهیدان ریخته شده تا به اینجا رسیدیم دشمن برای خواب کردن ما میلیاردها دلار خرج کرده و هر ساله خرج میکند .
موظب چشمهای قشنگتون باشید خواب نره
مهدوی باشید و در پناه حق
دوشنبه 1388/07/27
زن ، پوشش و فلسفه حجاب(قسمت دوم)
# زنان و دختران با حفظ حجاب و پوشيدگي ، بزرگترين خدمت را به خانواده ، جوانان و جامعه مي کنند زيرا پاکي را رواج مي دهند. ( بر اساس روايتي از يکي از معصومين )
بي حجابي و آثار آن
# بي حجابي مخالفت با فرمان خداست.
# بي حجابي جامعه را آلوده مي سازد و فساد را گسترش مي دهد.
# بي حجابي به شخصيت پاک زن لطمه وارد مي آورد و ارزش اجتماعي او را از بين مي برد.
# بي حجابي خواسته هاي نفساني را تحريک و غريزه را بر عقل حاکم مي کند. ( بر اساس روايتي از امام رضا ( ع ) )
# روسري ها و مانتوهايي که از لحاظ رنگ و چسبندگي و نماياندن برجستگي هاي بدن موجب جلب نظر و تحريک آميز هستند ، مصداق حجاب اسلامي نيست بلکه آن نيز يک نوع بد حجابي است.
# بي حجابي و روابط آزاد و بي بند وباري جلوي ازدواج را که سنت پيامبر ( ص ) است مي گيرد.
# بي حجابي تقليد کورکورانه از بيگانگان است و معناي صريح آن جهل و ناداني است و انگيزه روشن آن خودباختگي و عدم استقلال مي باشد.
# زنان و دختران با بي حجابي و بد حجابي خود و رعايت نکردن شوونات اسلامي بزرگترين خيانت را به خانواده ، جوانان و جامعه مي کنند زيرا فساد را رواج مي دهند. ( بر اساس روايتي از يکي از معصومين )
رابطه حجاب با فرهنگ اسلامي
حضرت علي ( عليه السلام ) مي فرمايند : " من تشبه بقوم فهو منهم " ؛ هر کس خود را به گروهي شبيه سازد خود نيز از آن گروه است. مساله لباس و شکل و نوع آن ، امري ساده و سطحي نبوده و محصول سليقه افراد است ، اما مساله اصلي نوع فرهنگ و بينش است که حتي در لباس انسان نيز جلوه گري مي نمايد و او را وادار به تقليد از ديگران مي نمايد. تغيير لباس و مد ، همواره پيامد تغيير يک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند نمي تواند با لباس خود وداع کند ، تا فرهنگ يک قوم را نپذيرد ، لباس آنان را به تن نمي کند.
نگاه
پيامبر اسلام ( ص ) فرموده اند : نگاه حرام تير مسمومي است از تيرهاي شيطان ، هر کس از اين نگاه حرام صرف نظر کند ، خداوند شيريني ايمان را در دلش مي اندازد.
حضرت علي ( ع ) نيز اينچنين فرموده اند : هر نگاهي که از آن عبرتي حاصل نشود ، لهو و بازيچه است و انسان با ايمان ، از لهو و بازيچه دوري مي کند.
نمونه هايي از نگاه هاي غير مجاز
# نگاه به بدن نا محرم
# نگاه به قصد لذت
# نگاه به نامه ديگران
#نگاه به مناظر شهوت زا و وسوسه انگيز
# نگاه به درون خانه مردم
# و ..
نمونه هايي از نگاه هاي مجاز :
# نگاه محبت آميز به پدر و مادر
# نگاه به مناظر طبيعي زيبا و نعمت هاي خدا
# نگاه به چهره عالم و دانشمند
# نگاه به قرآن و آيات الهي و درس گرفتن از آنها
# نگاه محبت آميز به صورت کودکان
# و ...
حجاب مصونيت است نه محدوديت!
حجاب براي زن يک سنگر است که در پس آن سنگر مي تواند از دين و آرمانهاي خود دفاع کند و حجاب براي انجام کارهاي روزمره هيچ مانعي ايجاد نمي کند.
حجاب کار و تلاش زن و مرد را پربارتر مي کند و خسارات ناشي از روابط غلط زن ومرد را کمتر مي سازد.
سخناني چون گوهر
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايند :
# شرم و حيا بخشي از ايمان است.
# پاکدامني زيور زنان است.
# خداوند زنان مردنما و مردان زن نما را لعنت کرده است.
# دختران با حجاب فرزندان خوبي هستند ،هر کس يکي از اين دختران داشته باشد خداوند او را مانع عذاب وي قرار مي دهد.
# بهترين زنان ، زني است که با عفت و پاک باشد.
# هر کس با زن نامحرمي دست بدهد در قيامت با زنجير ، دست بسته وارد خواهد شد.
# خداوند خجسته و بزرگ نسبت به زنان و دختران مهربانتر از مردان و پسران است.
# اي فاطمه هر زني که خود را بيارايد و از خانه بيرون رود و مردم او را ببينند ، فرشتگان او را لعنت مي کنند و او همواره در غضب خداوند است.
# اي زنان با ايمان برشما باد که ديده از گناه فرو پوشيد و با صداي کوتاه و آرام حرف بزنيد.
حضرت علي عليه السلام مي فرمايند :
# حفظ حجاب و عفت زن به حال خودش سودمندتر و موجب پايداري بيشتر زيبايي اوست.
# هرگاه زن در برابر نامحرمان با وقار باشد ، بيگانه را به خود راه نمي دهد.
# زکات زيبايي و جمال ، حيا و پاکدامني است.
حضرت امام صادق ( ع ) مي فرمايند :
# کسي که حيا ندارد ايمان ندارد.
# هر زني که خود را براي غير شوهرش خوشبو کند ، نمازش قبول نخواهد شد.
# سزاوار نيست براي زن که خود را در مقابل محارمش بدون زينت گذارد ، اگر چه با گردنبندي خود را زينت نمايد.
خواهرم ؛
حتما مي داني ، دختري که حاضر شود چند تار از مويش را نامحرم ببيند و همچنين از آنکه مورد بهره برداري چشمهاي آلوده و هوس انگيز قرار گيرد رنج و نفرتي احساس نکند ، از فطرت سالم خود فاصله گرفته است و با آلودگي نگاههاي بيگانه خو پيدا کرده و به سراشيبي فساد نزديک شده است ، اما مي تواند با ياري خداوند متعال در روش خود تجديد نظر کند.
برادرم ؛
حتما مي داني ، چشم کانال مهمي براي تغذيه روحي است و طبق روايات در مقابل نعمت چشم مسووليت بزرگي بر گردن داريم و تنها در مواردي که نگاه کردن فايده تربيتي و درس عبرتي در پي داشته باشد نگاه کردن براي انسان مجاز است اما مناظري که ديدن آن زيان آور است يا فايده اي در پي ندارد فقط لهو و لعب است.
درباره پوشش و حجاب و ارزش و حقوق زن ، در سوره هاي : نور ، احزاب ، نساء ، آل عمران ، حجرات ، بقره ، حديد و نحل مطالبي ذکر شده است. براي آگاهي بيشتر به تفسير آيات مربوطه مراجعه کنيد.
خواهرم ، تو در حجاب همچون گل نوشکفته اي.
یکشنبه 1388/07/26
زن ، پوشش و فلسفه حجاب(قسمت اول)
زن ، پوشش و فلسفه حجاب ؛ جعفر شيخ الاسلامي
اسلام ، زن را عضو فعال جامعه انسانيت قرار داد ، از اسارت بيرون آورد و آزادي اراده و عمل به او بخشيد. در اسلام ، زن در حد توانايي خود بايد انجام وظيفه نمايد. اسلام زن را از حقوق انساني برخوردار کرده و از حالت کالا بودن و عروسک شدن بيرون آورده است ؛ در شرايطي که ساير ملل و مکاتب :
يرا فرمان خداوند عالم است و بايد از آفريننده خود اطاعت کرد. ( آيات حجاب )
بعضي ملل زن را مانند کالاي تجاري و تبليغاتي مورد استفاده قرار مي دادند.
زن را همرديف آتش و طوفان مي دانستند.
سواد آموزي را براي زن ممنوع کرده بودند.
زن را فرزند شيطان مي خواندند.
و چندين نمونه ديگر ...
پيامبر اسلام ( صلي الله عليه و آله و سلم ) زنده به گور کردن دختران و بي احترامي به زن را ممنوع ساخت و دست فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) را بوسيد.
اسلام ؛ زن را امانت خدا ، محبوب پيامبر ( ص ) ، ريحانه و مربي جامعه شمرد.
اسلام
؛ مي خواهد دختر چون مرواريدي در صدف باشد ، ديگران مي خواهند تمام
مرواريد ها را از صدف بيرون بريزند و از آنها بهره برداري کنند.
دختر
چون دُر و حجاب به مانند صدف است. دُر همه جا به آساني قابل دسترسي نيست ؛
صدف آن را در درياهاي بيکران از گزند تمام خطرات و حوادث در امان مي دارد.
معناي حجاب
حجاب عبارتست از اين که زن ، خود را از نامحرم بپوشاند و جلب توجه نکند.
پوشش در اسلام
وظيفه پوشش که اسلام مقرر کرده است ، به اين معني نيست که زنان از خانه بيرون نروند ، زنداني کردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست ؛ بلکه پوشش زن در اسلام اين است که در معاشرت خود با مردان ، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد.
حجاب در قرآن
آيات حجاب ؛ آيه 59 سوره احزاب و آيات 30 و 31 سوره نور
ترجمه فارسي آيات 30 و 31 سوره نور :
آيه 30 : اي پيامبر به مردان با ايمان بگو چشم هاي خود را از نگاه به نامحرمان فرو گيرند و فروج و اندام شان را از عمل زشت محفوظ دارند که اين بر پاکيزگي جسم و جان شما اصلح است و البته خدا به هر چه کنيد کاملا آگاه است.
آيه 31 : اي پيامبر به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را از نگاه هوس آلود ( نگاه ناروا ) فرو گيرند و فروج و اندام شان را از عمل زشت محفوظ دارند و زينت و آرايش خود جز آن مقدار که قهرا نمايان مي شود بر بيگانه ( نامحرم ) آشکار نسازند جز براي شوهران خود ، پدران و پدران شوهر ، پسران خود ، پسران شوهر ، برادران خود ، پسران برادر و پسران خواهر خود ، کنيزان خود ، افراد خانواده که رغبت به زنان ندارند از زن و مرد ( سفيه ) و کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند و آن طور راه نروند ( پاي بر زمين نزنند ) که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود و اي اهل ايمان همه به درگاه خدا توبه کنيد باشد که رستگار شويد.
ترجمه فارسي آيه 59 سوره احزاب :
اي پيامبر با زنان و دختران خود و زنان با ايمان بگو که خويشتن را با جلباب فرو پوشند ( چادر ، روسري بلند تر و بزرگتر از چارقد – وسيله پوشاندن موي سر - ) که اين کار براي اينکه به عفت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوس رانان آزار نکشند بر آنان بسيار بهتر است و اگر تاکنون خطا و کوتاهي از آنان سر زده ، توبه کنند و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.
بر اساس اين سه آيه مطالب زير صريحا در قرآن کريم مطرح شده است :
هر مسلمان ، چه مرد و چه زن بايد از چشم چراني دوري کند.
مسلمان ، خواه مرد يا زن بايد پاکدامن باشد و خود را از ديگران بپوشاند.
زنان بايستي پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران آشکار نسازند و در صدد تحريک و جلب توجه مردان برنيايند.
چرا زن بايد پوشش داشته باشد؟
براي جلوگيري از بي بند و باري در جامعه.
براي حفظ ارزش و احترام زن.
براي استحکام پيوند خانوادگي و حفظ کانون مهر و وفا.
حفظ قلب ها.
جلوگيري از مسائلي که انسان را به وسوسه و ابتذال مي کشاند.
چون در روايات حجاب و پوشش عامل خوشبختي زن معرفي شده است.
...
حجاب و آثار آن
حجاب اجراي فرمان خداست. ( آيات حجاب )
حجاب يعني پوشيدگي ظاهري و باطني از نامحرمان.
حجاب سبب استحکام پيوند خانوادگي است.
حجاب زيور و زينت زن است. ( بر اساس روايتي از امام صادق عليه السلام )
حجاب سپر محکمي است در برابر آفت تيرهاي ديد شيطان صفتان.
حجاب خنجري نوک تيز است بر قلب دشمنان اسلام که به دنبال فساد در جامعه اسلامي هستند.
حجاب
ارزشي است که رعايت آن ، زن را چون گوهري درون صدف از شر آفات ، وسوسه ها
و آلودگي ها نگه مي دارد و به خدا نزديک مي سازد. ( بر اساس روايتي از
پيامبر اکرم ( ص ) )
زنان
و دختران با حفظ حجاب و پوشيدگي ، بزرگترين خدمت را به خانواده ، جوانان و
جامعه مي کنند زيرا پاکي را رواج مي دهند. ( بر اساس روايتي از يکي از
معصومين )
بي حجابي و آثار آن
بي حجابي مخالفت با فرمان خداست.
بي حجابي جامعه را آلوده مي سازد و فساد را گسترش مي دهد.
بي حجابي به شخصيت پاک زن لطمه وارد مي آورد و ارزش اجتماعي او را از بين مي برد.
بي حجابي خواسته هاي نفساني را تحريک و غريزه را بر عقل حاکم مي کند. ( بر اساس روايتي از امام رضا ( ع ) )
روسري
ها و مانتوهايي که از لحاظ رنگ و چسبندگي و نماياندن برجستگي هاي بدن موجب
جلب نظر و تحريک آميز هستند ، مصداق حجاب اسلامي نيست بلکه آن نيز يک نوع
بد حجابي است.
بي حجابي و روابط آزاد و بي بند وباري جلوي ازدواج را که سنت پيامبر ( ص ) است مي گيرد.
بي حجابي تقليد کورکورانه از بيگانگان است و معناي صريح آن جهل و ناداني است و انگيزه روشن آن خودباختگي و عدم استقلال مي باشد.
زنان
و دختران با بي حجابي و بد حجابي خود و رعايت نکردن شوونات اسلامي
بزرگترين خيانت را به خانواده ، جوانان و جامعه مي کنند زيرا فساد را رواج
مي دهند. ( بر اساس روايتي از يکي از معصومين )
حجاب و آثار آن
حجاب اجراي فرمان خداست. ( آيات حجاب )
حجاب يعني پوشيدگي ظاهري و باطني از نامحرمان.
حجاب سبب استحکام پيوند خانوادگي است.
حجاب زيور و زينت زن است. ( بر اساس روايتي از امام صادق عليه السلام )
حجاب سپر محکمي است در برابر آفت تيرهاي ديد شيطان صفتان.
حجاب خنجري نوک تيز است بر قلب دشمنان اسلام که به دنبال فساد در جامعه اسلامي هستند.
حجاب ارزشي است که رعايت آن ، زن را چون گوهري درون صدف از شر آفات ، وسوسه ها و آلودگي ها نگه مي دارد و به خدا نزديک مي سازد
پنجشنبه 1388/07/23
کامنت جناب شفیق
وقت همگی بخیر - روزگارتون خوش - عبادات قبول - هر روزتون بهتر از دیروز
یکی از همراهان همیشگی وبلاگ که با نظراتشون در بهتر شدن این وبلاگ به بنده لطف میکنند مطالب باارشی رو در قالب کامنت گفتند که فکر کردم اگه در قالب پست جدید آورده شود خالی از لطف نیست
این شما و کامنت جناب/سرکار شفیق:
سلام
منتظر چی شد که یهو از نوشته های دینی و عرفانی کناره گرفتی و به
مطالب غیر مهم روی آوردی. بدانکه در واقع مشکل جامعه هایی که دین
یکتاپرستی دارند تنها حجاب نیست عدم حجاب باعث آلودگی به گناهان بزرگ
میشود اما مشکلی که هم اکنون جامعه های یکتاپرست یعنی یهودیان، مسیحیان، و
مسلمانان دارند گرچه پیروان راستین این آئین انگشت شمارند اما امید هست تا
خدا چه خواهد، در روایاتی که مربوط به وضعیت مردم در آخرالزمان است و
همچنین در قرآن بیان شده است همچنین تکلیف مومنان، موجود میباشد می توانید
به آنجا مراجعه کنید. تکلیف مومنان خیلی واضح و آشکار است پیروی از دین
خالص اسلام بدون اینکه به آن اضافاتی ملحق کنند یا چیزی از آن بکاهند
پیروی از قرآن و روایات نه که فقط شعارشان آیات و روایات باشد بلکه اعمال
و رفتارشان مطابق با آنچه که در قرآن و روایات ذکر شده باشد. در حال حاضر
ما جامعه اسلامی نداریم به عنوان مثال من چند روایات را در این محل ذکر
میکنم.
«وكان أهل ذلك الزمان ذئاباً وسلاطينه سباعاً وأوساطه أُكّالاً وفقراؤه أمواتاً . . .»([3])
اهل آن زمان گرگ اند و پادشاهان درنده و طبقه متوسط خوراك (ظالمان) و تهى دستان چون مرده ها
«. . . ورأيت القرآن قد خَلِق وأحدث فيه ما ليس فيه . . . ورأيت الدّين بالرأي وعطّل الكتاب وأحكامُه . . »([9]).
آن
هنگام قرآن كهنه مى شود و بدعتها در آن صورت مى گيرد . . . و خواهى ديد كه
دين دست خوش نظرها گشته و كتاب و احكام خدا تعطيل مى شود . . .
وضعيت كلى اجتماع، پشت كردن به دين حق و كتاب خداست و فروگذارى برنامه هاى آن، يا توجيه و تفسير غلط و نادرست احكام آن.
احكام
دين به سود طبقات مرفّه و زيان محرومان و فرودستان تفسير و توجيه مى شود و
افكار و انديشه هاى واهى و بشرى به نام دين و راه خوشبختى خودنمايى مى كند.
«ورأيت الرِّبا ظاهراً لا يُعيّر»([10])
ربا به گونه اى آشكارا شده كه هيچ گونه عيبى از آن گرفته نمى شود.
«مساجدهم
في ذلك الزمان عامرة من الضلالة خربة من الهدى فقرّائها وعمّارها أخائب
خلق اللّه وخليقته من عندهم جرّت الضلالة وإليهم تعوّد فحضور مساجدهم
والمشي إليها كفر باللّه العظيم إلاّ من مشى إليها وهو عارف بضلالهم فصارت
مساجدهم من فعالهم على ذلك النحو خربة من الهدى»([21]).
| امير مؤمنان على ـ عليه
السلام ـ مى فرمايند: مسجدها در آن زمان از گمراهى آباد و از هدايت ويران
است. قاريان و عامران ]سياست گذاران اعتقادى و اجتماعى[ آن نااميدترين
مردم به خدايند; گمراهى از ايشان شروع شده و به آنان باز خواهد گشت پس
حاضر شدن در مسجدهاى آنان و قدم برداشتن به سوى آنها كفر به خداى بزرگ
است; مگر كسى كه از گمراهى آنان با خبر بوده باشد در اين حال مسجدهاى آنان
با عملكردشان از هدايت ويران خواهد شد. امام صادق عليه السلام از امير مومنان عليه السلام در باره اوضاع زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه نقل كرده اند: اذا تسلّطن النساء و سلّطن الاماء و امّر الصبيان ... ([8]) هنگامى كه زنان بر امور جامعه مسلط شوند و دختران زمام كار در دست گيرند و كودكان به امارت رسند... رسول گرامى ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمودند: بزودى فتنه هايى روى خواهد داد كه مؤمن هيچ گونه واكنشى با دست و زبان نمى تواند نشان دهد. امير مؤمنان على ـ عليه السلام ـ فرمود: آيا آنان با اين كيفيت هنوز اهل ايمانند؟ فرمود: آرى. امير مؤمنان (عليه السلام) گفت: آيا از ايمان ايشان چيزى كاسته مى شود؟ فرمود: هرگز! مگر آن مقدار كه قطره بارانى از كوه صفا مى زدايد. چرا كه آنان از اين زشتها از درون بيزارى مى جويند. و این روزگاری است که جز مومن بی نام و نشان، از آن رهایی نیابد اگر در میان مردم باشد او را نمی شناسند و اگر در میان مردم نباشد کسی سراغ او را نمی گیرد آنها چراغ های هدایت و نشانه های رستگاری اند نه فتنه انگیزند و اهل فساد و نه سخنان دیگران و زشتی این وآن را به مردم رسانند. ای مردم! بزودی زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام چونان ظرف واژگون شده، آنچه در آن است ریخته می شود. |
|||||
| ای مردم! به دنیا چونان زاهدان روی گردان آز آن بنگرید به خدا سوگند! دنیا
به زودی ساکنان خود را ازمیان می برد و رفاه زدگان ایمن را به درد می آورد
آنچه از دست رفت و پشت کرد هیچ گاه بر نمی گردد و آینده به روشنی معلوم
نیست تا در انتظارش باشند. شادی و سرور دنیا با غم و اندوه آمیخته و
توانایی انسان به ضعف و سستی می گراید زیبایی ها و شگفتی های دنیا شما را
مغرور نسازد زیرا زمان کوتاهی دوام ندارد. خدا بیامرزد کسی را که بدرستی
فکر کند و پند گیرد و آگاهی یابد و بینا شود. پس به زودی خواهید دانست که
از آنچه در دنیا وجود داشت چیزی نمانده و آنچه از آخرت است جاویدان خواهد
ماند. هر چیز که به شمارش آید پایان پذیرد و هر چه انتظارش را می کشیدید
خواهد آمد و آنچه آمدنی است نزدیک باشد. و در مورد آنهایی که خلاف، و ضد آئین و شریعت خدا و منکر کتابهای آسمانی و آیات قرآن هستند باید دانست که ای رسول ما، کافرانرا یکسانست بترسانی از عذاب خدا یا نترسانی ایمان نخواهند آورد قهر خدا مهر بر دلها و پرده بر گوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق و معارف الهی را نمیکنند و ایشانرا در قیامت عذابی سخت خواهد بود. وای بر حال این بندگان (گمراه و لجوج) که هیچ رسولی برای هدایت آنها نیامد جز آن که او را به تمسخر و استهزاء گرفتند. و بر آنان که به خدای خود کافر شدندعذاب جهنم که بسیار بد منزلگاهیست مهیاست که چون به آن جهنم درافتند فریاد شهیق خران از آتش چون دیگ جوشان می شنوند و دوزخ از خشم کافران نزدیکست شکافته و قطعه قطعه شود هر فوجی را که به آتش درافکنند خازنان جهنم به آنها گویند آیا پیغمبری برای راهنمائی شما نیامد آنها در جواب گویند آری رسول حق آمد ولی ما تکذیب او کردیم و از (جهل و شقاوت) گفتیم که خداچیزی از آسمان نفرستاده و جز اینکه شما رسولان ( به دعوی دروغ وحی ) سخت به گمراهی و ضلالتید هیچ نیست. و آنگاه اهل دوزخ با تاسف و حسرت با هم گویند اگر ما در دنیا سخن انبیاء می شنیدیم یا به دستور عقل رفتار میکردیم امروز از دوزخیان نبودیم آنجا به گناه خود معترف شوند که سودی ندارد و خطاب قهر فرا رسد که اهل آتش قهر( از رحمت حق ) دور باد. اگر چشم بینا داشته باشید حقیقت را نشانتان داده اند اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کرده اند اگر گوش شنوا دارید حق را به گوشتان خوانده اند. همانا دنیا سرای راستی برای راست گویان و خانه تندرستی برای دنیا شناسان و خانه بینیازی برای توشه گیران و خانه پند برای پندآموزان است. دنیا سجده گاه دوستان خدا جای نماز فرشتگان الهی فرودگاه وحی خدا و جایگاه تجارت دوستان خداست که در آن رحمت خدا را به دست آوردند و بهشت را سود بردند. چه کسی دنیا را نکوهش می کند؟ وجدا شدنش را اعلام داشته و فریاد زد که ماندگار نیست و از نابودی خود و اهلش خبر داده است؟ و حال آنکه دنیا با بلای خود بلاها را نمونه آورد و با شادمانی خود آنان را به شادمانی رساند. در آغاز شب به سلامت گذشت اما در صبحگاهان با مصیبتی جانکاه بازگشت تا مشتاق کند- تهدیدنماید- و بترساند و هشدار دهد. پس مردمی در بامداد با پشیمانی دنیا را نکوهش کنند و مردمی دیگر در روز قیامت آن را می ستایند دنیا حقائق را به یادشان آورد یاد آور آن شدند از رویدادها برایشان حکایت کرد او را تصدیق کردند و اندرزشان داد پند پذیرفتند. | |||||
چهارشنبه 1388/07/22
حجاب و امنيّت اجتماعى (قسمت دوم)
الف. کارکردهاى فردى:<\/h3>
همچون پاسخگويى به نياز فطرى «خوداستتارى» و تأمين امنيّت در برابر گرما و سرما.
ب. کارکردهاى اجتماعى:<\/h3>
هويّتبخشى و ايجاد امنيّت اجتماعى از جمله اين کارکردهاست، چراکه نوع پوشش و حجاب، نشاندهنده سنّتها، ارزشها و باورهاى يک جامعه است.
اسلام، حجاب را از مصاديق مهمّ تحقق امنيّت اجتماعى در جامعه معرّفى کرده است و چالشها، زمينهها و راهبردهاى بسيار مهمّى را براى شکوفايى ذهن نوانديش افراد جامعه در اين مورد تبيين نموده است.
بر اين اساس و به منظور آگاهى بيشتر از رابطه حجاب و امنيّت اجتماعى، ما برآنيم که در اين نوشتار جنبههاى مختلف اين موضوع و اهمّيّت آن راتوضيح داده و تأثير آن را در حفظ ارزشهاى دينى بيان کنيم.
به طور کلّى در اين مقاله موارد ذيل مورد بحث و بررسى قرار گرفته است:
1. امنيّت اجتماعى، هدف اساسى وجوب حجاب.
2. امنيّت اجتماعى، فلسفه حقيقى وجوب حجاب.
3. پايههاى تحقق امنيّت اجتماعى در سايه حجاب بانوان.
4. آثار و فوائد حجاب اسلامى و تحقق امنيّت اجتماعى.
5. آثار سوء بد حجابى و انهدام امنيّت اجتماعى.
6. بيان نتيجه و ارائه راهکارها و پيشنهاداتى جهت تثبيت امنيّت اجتماعى در سيطره حجاب اسلامى.
کليد واژهها: حجاب، امنيّت، امنيّت اجتماعى، پوشش، آرامش
گوهر اسلام، سعادت و نجات آدمى است و باورهاى دينى، احکام اخلاقى و فقهى در راستاى اين غايت مهم نازل شدهاند. اين آموزههاى هستمندانه و بايستى از خالق حکيمى تجلّى مىيابد که به نيازهاى روحى و جسمى، مادى و معنوى، فردى و اجتماعى بشريّت، کاملاً آگاه است. احکام الهى مربوط به پوشش زنان نيز با اين فلسفه و حکمت مدبّرانه صادر گرديده است.
زن با عنصر حجاب اسلامى، نه تنها به تهذيب، تزکيه نفس و ملکات نفسانى پرداخته و قرب الهى را فراهم مىسازد، بلکه باعث گسترش روزافزون امنيّت اجتماعى و ايجاد زمينهاى جهت رشد معنوى مردان مىگردد؛ همچنان که خداوند سبحان، خطاب به پيامبر اکرم صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
«به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که اين بر پاکيزگى جسم و جان ايشان، بهتر است (1)».
همچنين مىفرمايد:«به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو که خويشتن را با چادرهاى خود بپوشانند که اين کار براى آن است که آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نکشند (در امنيّت کامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است(2)».
همانگونه که ذکر گرديد، حجاب و پوشش اسلامى براى مردان و زنان، تنها از کارکرد فردى برخوردار نيست و فقط براى ساماندهى خلقيّات و ملکات نفسانى آدميان، مؤثر نمىباشد، بلکه از کارکرد اجتماعى نيز برخوردار است؛ غرايز، التهابهاى جسمى و معاشرتهاى بىبند و بار را کنترل نموده، بر تحکيم نظام خانواده مىافزايد. همچنين از انحلال کانون مستحکم و پايدار زناشويى جلوگيرى نموده و امنيّت اجتماعى را فراهم مىسازد. حال اگر کسانى با نگرش دينى، اسلامى يا با رويکرد جامعهشناختى و روانشناسى به چنين کارکردها و تأثيرات مطلوب، به ويژه تأمين امنيّت اجتماعى پى ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگى مىکنند، بلکه براى رفتارها و انديشههايشان دست به گزينش مىزنند تا به اهداف متعالى الهى و انسانى دست يازند. از اينرو به مسأله حجاب نيز به عنوان راهبردى کارساز جهت تأييد و ترويج ارزشهاى اجتماعى، تأمينکننده سعادت آدمى و منشأ قرب الهى مىنگرند.بنابراين، پوشش اسلامى به منزله يک حفاظ ظاهرى و باطنى در برابر افراد نامحرم، قلمداد مىشود که مصونيت اخلاقى، خانوادگى و پيوند عميق ميان حجاب ظاهرى و بازدارى باطنى و از همه مهمّتر امنيّت اجتماعى را فراهم مىسازد و پيشينه آن به اندازه تاريخ آفرينش انسان است؛ چراکه پوشش و لباس هر بشرى، پرچم کشور وجود اوست. پرچمى که وى بر خانه وجودش نصب کرده است و با آن اعلام مىدارد که از کدام فرهنگ تبعيّت مىکند(3).
در سالهاى اخير، روند شبهات درباره حجاب و پوشش اسلامى، شدت يافته است و مطرح شدن شبهات فراوان در زمينه حجاب برتر به همراه عوامل ديگرى مانند ضعف اعتقاد و عدم شناخت کافى از اين مسأله و ضرورت آن موجب تهديد امنيّت اجتماعى و اُفت روند استفاده از مصاديق چنين حجابى در جامعه شده است، که نتيجه اتّخاذ روش تخريبى بعضى مطبوعات و رواج پوششهاى نامناسب در مقابل نامحرمان است؛ لذا ما به منظور اينکه اسلام، مشوّق حجاب و پوشش کامل براى زنان و دختران در برابر افراد نامحرم است، به بيان هدف و فلسفه اين مصداق مهمّ اسلامى و رابطه فراگير و تنگاتنگ آن با امنيّت اجتماعى از جنبههاى مختلف مىپردازيم.اميد است که راهکارهاى بيان شده در اين زمينهها براى همه اقشار جامعه اسلامى به ويژه نسل جوان و انديشمند، مفيد باشد و عزمشان را براى عمل و گسترش آن، به نحو مطلوب و احسن، جزم نمايند تا امنيّت اجتماعى، تأمين شود. ثانيا نماد فرهنگى و ملّى بشريّت، درخشش روزافزون خود را حفظ نمايد.
امنيّت اجتماعى، هدف اساسى وجوب حجاب<\/h3>
با توجه به آيات قرآن مجيد، به خوبى مشخص و معيّن مىگردد که هدف از تشريع وجوب حکم حجاب اسلامى دستيابى به تزکيه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامنى جهت استحکام و گسترش امنيّت اجتماعى است.
«و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُم أطْهَرُ لِقلوبِکُم و قُلُوبِهِنَّ(4)».
چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحريک و تهييج جنسى آنان و در نتيجه منجر به فساد و ريشهکن نمودن امنيّت اجتماعى مىشود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نيز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ايشان، حرام کرده است. چنانکه در اينباره از امام رضا عليهالسلام نقل شده است:«حرّم النَّظَر الى شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَيْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فيه مِنْ تَهْييجِ الرّجال و ما يَدْعوا التَّهْييج الى الفَساد و الدُّخول فيما لا يحلّ و لا يجمل(5)».
«نگاه به موهاى زنان باحجاب ازدواجکرده و بانوان ديگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمىانگيزد و آنان را به فساد فرامىخواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شايسته».از مجموع گفتار فوق روشن مىگردد که هدف از وجوب حجاب اسلامى علاوه بر موارد مذکور، ايجاد صلاح و پيشگيرى از فساد، جهت تأمين و گسترش امنيّت اجتماعى است.
امنيّت اجتماعى، فلسفه حقيقى وجوب حجاب<\/h3>
يکى از فلسفههاى حقيقى وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيّت اجتماعى با توسعه آن مىباشد. زيرا نفس آدمى، دريايى موّاج از تمايلات و خواستههاى اوست که مهمترين آنها به خوراکىها، امور جنسى و مال و جاه و مقام، مربوط مىشود و بدون شک بالاترين خواستههاى مردان، تمايل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است:
«أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء(6)»:
«بزرگترين خواستههاى مرد، رغبت به زنان است».ارائه زيبايىها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن مىزند و آنها را به يک کانون جدّى خطر، مبدّل مىسازد که به سلب آرامش زن و امنيّت اجتماعى منتهى مىگردد. آنچه مىتواند از اين ناامنى پيشگيرى کند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است که با حجاب کامل اسلامى، عملى خواهد شد.
پوشش دينى، پيام عفت، شخصيّت و خداترسى زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويى چشم طمع نخواهند داشت که او را نيرويى بالفعل در هرچه وسعت بخشيدن امنيّت اجتماعى دانسته و نجابتش را مىستايند. در اين صورت است که زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاههاى زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهاى اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلکه امنيّت و آرامش درونى خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد کرد.
نکته معنوى و عرفانى قابل ذکر در اين باب، پيام الهى آفريدگار هستى، خطاب به زنان است:
«اى زن! آگاه باش، دنيا خرابآبادى است که هر نقطه آن به مينهاى شيطان و نگاههاى آلوده، ناامن گشته است. اما فرشتههاى حجاب در محفل انس و ياد خدا در امنيّتى بىنظير به سر مىبرند که ديگران از طعم آن بىخبرند(7)».
| شب تاريک و بيم موج و گردابى چنين حايل | کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها |
پايههاى تحقق امنيّت اجتماعى در سايههاى حجاب بانوان
پوششى که اسلام آن را به عنوان يک حکم شرعى اعلام کرده است، يک عمل ظاهرى و گسسته از عوامل و پايهها نيست، بلکه حجاب، خيمه عفاف بانوانى است که آن را بر پايههاى خود استوار نموده و باعث ترويج ارزش امنيّت اجتماعى مىگردند و به تحقق آن در جامعه اسلامى، کمک مىنمايند.
اکنون شايان ذکر است که اين پايههاى اساسى بيان گردد:
1. ايمان به خدا و جهان آخرت<\/h3>
از مهمترين عواملى که بانوان توسط آن به آرامش روحى و روانى دست يافته و امنيّت اجتماعى جامعه را فراهم مىنمايند، اين است که وقتى زن به خداى تعالى و علم و حکمت او ايمان آورد و معتقد گردد احکامى که براى بشريّت تشريع کرده، بودن نقص و داراى آثار مطلوبى است، از حکم الهى حجاب استقبال نموده، امنيّت اجتماعى جامعه را تضمين مىکند.
2. تقوا<\/h3>
پرهيزکارى بانوان، ضامن تأمين امنيّت اجتماعى است و تا اين پايه محکم معنوى در قلب بانوان شکل نگيرد، حجاب را نوعى محدوديّت براى خود قلمداد نموده و امنيّت اجتماعى انسانها را تهديد مىنمايد.
خانمى که بداند تقواى الهى پادزهر بيمارى دلهاست که حجابهاى تاريک جان را غرق مىکند و لانههاى هوس را برمىاندازد، آن را به کام جان خود مىريزد تا عالم جانش، گلستان گلهاى سلم، طاعت و تسليم گردد و خيمه حجابش را برمىافروزد تا حافظ بوستان ارزشهاى خويشتن و آرامش درونى اجتماع خود شود.
3. آگاهى<\/h3>
شناخت سيماى زن، حقيقت حجاب، فلسفه و آثار آن از جمله پايههاى مستحکم پوشش دينى و تبلور امنيّت اجتماعى است. وقتى خانمى به پاسخ درونى خود که چرا بايد پوشيده باشم نايل شود، پايههاى حجاب دينى در او شکل گرفته و با آگاهى کامل به امنيّت اجتماعى ارزش مىبخشد و دوام آن را تضمين خواهد کرد. به طور کلّى، آگاهى زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهمتر از آنها مسأله امنيّت اجتماعى باعث مىشود که نه تنها احساس سنگينى از پديده حجاب ننمايد، بلکه از آن به خوبى استقبال نموده، وسوسههاى شيطانى را هيچ انگاشته و آرامش برونى و درونى اجتماع را وسعت مىبخشد.
همچنين اين پيام اصيل و عرفانى را هميشه آويزه گوشهاى خود مىگرداند:
«خواهرم! سرزمين جانت را با خورشيد آگاهى روشن کن تا بر زواياى وجودت بتابد و آنچنان که هستى خود را بشناسى، آنگاه دريابى که حجاب بالههاى شنا به سوى سرچشمه هستى امنيّت فردى و اجتماعى کامل است و پوششهاى مهيّج وزنههاى سنگينى است که زن را غريق ژرفاى مهيب دنيا نموده، امنيّت خود و جامعه خويش را برهم مىزند».
منبع : حجاب
