تبليغاتX
حجاب غیبت

شنبه 1388/04/06

بیلوکس و اسرائیل

ه نام خدا

صهیونیسم و کفر جهانی، در راستای پراکندن اندیشه های برنامه ریزی شد‌ه و مخرب، از طریق کتب، نشریات، فیلم، سی دی و برنامه های ماهواره ای، چند سالی است در رویکرد تازۀ خود به حوزۀ برنامه های اینترنتی از قبیل چت٬ وبلاگ، سایت های منحرف٬ فاروم و مسینجرهای صوتی٬ که بستری فراگیر و فضائی باز و بدون قید و بند برای تبلیغ، القاء و تزریق این افکار فاسد را در اختیار آنان قرار می دهد٬ هجوم آورده است و متاسفانه بیشترین قربانیان این ابزارهای شیطانی دشمنان، نوجوانان و جوانان معصوم٬ ناآگاه٬ بی تجربه و زود باور ما هستند. این مزدوران ماموریت دارند تا همچون سلول های سرطانی،

« عفت ، شرف، دین، غیرت، اعتقادات و ارزش های انسانی، اسلامی ، فرهنگی و انقلابی » جامعۀ ما را، با « تکرار و تلقین علمی و حساب شدۀ شبهات، عبارات و مطالب » به دور از هر گونه مانع، مجازات و نظارتی، آرام آرام و به شیوۀ نوین علمی – تبلیغاتی در ذهن شنوندگان نهادینه کرده٬ و همه ی سرمایه ها و پیشینه های معنوی و فرهنگی را از ذهن جوانان ما پاک کرده و بجایش شبهات و افکار انحرافی که اربابانشان برای آنها تهیه کرده اند٬ تزریق کنند.مسینجر «بیلوکس» که سال گذشته ابتدا با نام  «های چتر» ماموریت تخریبی - نفوذی خود را با مدیریت شخصی به نام « امیر ایتالیا» ! که بین دوستان مسلمان به «امیر اسرائیل» !! معروف است شروع کرد٬ برای جذب بر و بچه های مسلمان و ایرانی٬ نخست از حربۀ مسلمان و شیعه نشان دادن کادر اصلی خود» سود برد! سپس در مرحلۀ بعدی٬ یکی از همکاران خود با اسم جعلی «طغرل» را در نقش کسی که بعد از یک دوره اسلام ستیزی سنگین در برخی از مسینجرها٬ از اعمال سابق خود پشیمان و عابد و مسلمان گشته و خود را خاک پای تمام مسلمانان می داند و آماده سرویس دهی به آنان به جهت جبران دوران سیاه گذشته٬ پا به عرصه حضور گذاشت.طغرل که خود را مالک و مدیر یک مجموعه و تشکیلات بسیار بزرگ در انگستان معرفی می کند که صدها کارمند ریز و درشت! در زیر دستش به کارمندی مشغولند٬ معلوم نبود که چرا به غیر از زمانی که به خواب مشغول بودند٬ بقیه اوقات را با آیدی های مختلف شناخته شده و پنهان٬ در روم های مختلف به سر می برند؟!

 امیر اسرائیل و طغرل اهداف زیر را دنبال می کرده اند:

۱- حضور در روم های اسلامی و همنوا و همفکر نشان دادن خود با مسلمانان.

۲- جلب اعتماد و پایبند کردن مسلمانان به ماندن در بیلوکس٬ و ازدیاد اعتبار و ارزش خود٬ با اهداء آیدی ها و بعضا روم های رنگی به آنان. (جالب اینکه طغرل برای عادی جلوه دادن این عمل و پنهان کردن هر گونه همکاری و رفاقت ابتدائی خود با امیر اسرائیل و دیگر مالکان٬ بعد از رنگی کردن آیدی های افراد ٬ متن مذاکرات و حساب و کتاب خود با امیر اسرائیل در مورد آیدی های رنگی شده را به اشتباه! (اشتباه عمدی!) برای یوزرها می فرستاد.)

۳- طغرل که تا مدتها لال تشریف داشتند و هیچ صدائی از خود بروز نداده بودند٬ ناگهان در جائی بخاطر دفاع از امیر اسرائیل و حیثیت بیلوکس٬ بالاخره سکوتشان را شکستند! و پس از مدتی به عنوان بلندگو و مدافع سرسخت اسلام٬ وارد بحث های مسلمانان و نیز اسلام ستیزان شده و با تظاهر به دفاع از اسلام و مسلمانان٬ اما در حقیقت ایجاد درگیری های غیر علمی و غیر منطقی و فحاشی ها و اهانت های شرم آور در برخورد با مخالفین٬ سعی در خدشه دارد کردن منطق و دانش مسلمانان داشته اند.

۴- پس از مدتی که اعتماد و رفاقت مسلمانان را جلب کردند٬ کار و هنر اصلی ایشان در روم های گوناگون٬ گفتن جک های وقیحانه و سخیف و اهانت های شدید به هموطنان ترک٬ کرد٬ لر٬ عرب٬ گیلانی و ... شده است.

۵- معلوم نبود که طغرل خان! با داشتن صدها کارمند ریز و درشت انگلیسی٬ چرا خود را محتاج به برقراری ارتباط های نامشروع چتی٬ صوتی و گاه تصویری با دخترانی که در بیلوکس حضور داشتند ( و اینان با تسلط و نظارت و کنترل بسیار دقیق و کاملی که در تمام بخش های مسینجر٬ اعم از روم های عمومی٬ روم های خصوصی٬ پی ام ٬ صوت٬ تصویر و ... داشتند٬ آنها را شناسائی کرده بودند)٬ می دانستند؟!  بخاطر همین ارتباطات و سوء استفاده های ایشان بود که برخی از خانم ها در همان وقت  آیدی رنگی اهدائی ایشان را نپذیرفتند و برخی دیگر آیدی خود را عوض کرده و با آیدی مشکی وارد می شدند.

۶-  طغرل و امیر اسرائیل که خود را عاشق اسلام٬ پیامبر اسلام (ص) و ائمه اسلام (ع) و خاک پای مسلمانان نشان می دادند!  (و حتی در روم عزاداری امام حسین وقتی دوستان اعلام کردند که حیف که ایام عزاداری دارد به پایان می رسد٬ امیر اسرائیل با تعصب یک انسان تشنه شهادت! فریاد برآوردند که: «چه کسی می گوید که عزاداری تمام شده؟ تازه عزاداری از بعد از شهادت امام حسین (ع) شروع می شود.)٬ در همان ایام بارها با خوردن مشروب زیاد٬ سیاه مست کرده و در روم هایی که حرفهای بسیار رکیک و موسیقی های بسیار مبتذل پخش می شد٬ شرکت می کردند و صداهای قهقهه و جک گوئی شان گوش فلک را کر می کرد!

۷- در همان ایام (و همچنین قبل و بعد از آن) بارها روم مسلمانان به بهانه های مختلف بسته می شد٬ همه دوستان به یاد دارند که در روز عاشورا روم عزاداری امام حسین (ع) هنگام خواندن زیارت عاشورا ۳ بار٬ (با حضور امیر اسرائیل در روم)٬ بسته شد! و در همین ایام بود که امیر اسرائیل و طغرل به شدت به شخصیت های مورد احترام دوستان مسلمان با بی شرمی اهانت ها کردند.

۸- در زمانی که روم های اسلامی پرجمعیت می شد، برای پایین آوردن شان آن رو ها و اهانت به کاربران آن٬ بارها روم های سکسی و نیز روم های لات منشانه با حضور افرادی که یکسره با هم فحاشی های بسیار وقیحانه و بسیار رکیک مبادله می کردند٬ (از جنس همان فحش هایی که طغرل در استاتوس به منتقدین امیر اسرائیل حواله می داد!!)٬ باز می شد و علیرغم اعتراض دوستان٬ هیچ اقدام جدی برای بستن آن رو ها صورت نمی گرفت. در حالی که اگر یک روم اسلامی و یا انتقادی٬ بر خلاف سیاست و سلیقه و تفکر صاحبان مسینجر باز می شد با نظارت و گزارش جاسوسان٬ خیلی فوری بسته می شد!

۹- اوج کنار رفتن نقاب های امیر اسرائیل و طغرل در هنگامۀ فتنه گری ها و اغتشاشات بعد از انتخابات نمود کرد. و در این زمان بود که نقش اصلی و اهداف ماموریت آنان مشخص تر گردید. و این دو٬ از یک طرف با برپائی روم های ضد اسلامی که پر بود از اسلام ستیزان شناخه شده و رسوا٬ و سرهم کردن دروغ های بزرگ و شرم آور٬ و دفاع علنی و جانانه از اسلام ستیزان فحاش و اهانتگر٬ سعی در معکوس نشان دادن حقایق کرده اند. و از طرف دیگر با محدود کردن مسلمانان و بستن روم هایشان و نهایتا اخراج کردن آنها از بیلوکس نقش رسوا و چهرۀ کریه خود را که برای برخی از دوستان مسلمان کاملا عیان بود٬  به روشنی نشان دادند.

 در هیچ جای دنیا رسم نیست که صاحبان یک مسینجر خود علنا روم بزنند و در گفتگوها شرکت کنند و از یک گروه بخصوصی حمایت کرده و در راه  فعالیت و پاسخگوئی گروهی دیگر مانع ایجاد کنند. وظیفۀ آنان عبارت است از تدارک و ارتقاء مسینجر از لحاظ فنی و علمی و طبق اصول بین المللی.  ارتباط مدام داشتن با کاربران گوناگون و رسیدگی به شکایات و پیشنهادهای آنان بر طبق قوانین مسینجر ...

با بررسی ها و ترفندهای گوناگونی که توسط دوستان٬ از ابتدای شکل گیری بیلوکس صورت گرفته و با علنی شدن حرکات اخیر صاحبان بیلوکس هیچ شکی باقی نمانده که اینان «بهائی» هائی هستند که نقش دستمال توالت صهیونیست ها را ایفا می کنند و دشمنان سرسخت و کینه توز اسلام ٬ ایران و مسلمانان هستند.

به همین دلیل دوستان با قاطعیت و اتحاد تصیم گرفتند که این لانۀ دشمن را بالاتفاق ترک کرده و به یک مسینجر مناسب بروند.

 والسلام

نوشته شده توسط منتظر در 19:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1388/03/17

20سوال از آقای میر حسین موسوی!!!!!!!!

بدون مقدمه فعلا ۲۰ سوال از آقای میرحسین موسوی مطرح میکنم تا روزهای آینده که بی صداقتی و دروغگویی او بیش از پیش ثابت شود ...

1- جناب آقای موسوی ،شما در تاریخ 9/5/1362 می گفتید : باید میان استقلال و رفاه یکی را انتخاب کرد .آیا امروز هم اینگونه می اندیشید ؟

2- آقای الیاس حضرتی عضو حزب اعتماد ملی گفته اند : عدم ارائه برنامه مدون در انتخابات توسط آقای میرحسین ،نشانه ضعف مدیریتی و برنامه ریزی ایشان است .نظر حضرتعالی چیست ؟

3- آيا با كاهش سن رأي دهندگان مخالفيد؟ اين موضوع در زمان دولت آقاي خاتمي هم اتفاق افتاد (چند ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري سال 1380 در مجلس ششم). در آن زمان نظرتان چه بوده است؟

4- با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در روز اول سفر به کردستان و تأکید سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر خلاف قانون بودن تبلیغات برخی از کاندیداها ،حضرتعالی که یکی از معضلات کشور را بی حرمتی به قانون می دانید ،چه پاسخی نسبت به رفتار تبلیغاتی خویش دارید؟

5- آقای ابطحی گفته اند : چگونه می شود که برخی از حامیان آقای موسوی از آقای کروبی می خواهند که استعفاء دهد ،با اینکه ایشان شش ماه قبل از آقای موسوی به صحنه آمده اند ؟

6- جناب آقای موسوی ،شما با صراحت گفته اید : نظارت استصوابی را قبول ندارید و می دانید مقام معظم رهبری در تاریخ 28/2/1378 فرمودند :« جنجال علیه نظارت استصوابی یک از مباحث بی مبنا و بی ریشه است که با هدف تضعیف شورای نگهبان و نفوذ دادن عناصر مخالف اسلام ،امام و نظام قانونگذاری کشور انجام می شود .» برای این تعارض قطعی و آشکار چه پاسخی دارید ؟

7- جناب آقای موسوی ،اخیرا آقای رضائی گفته اند : در دو مورد برای شما نزد حضرت امام وساطت کرده اند. آیا می توانید در این خصوص با توجه به اعتقاد حضرتعالی به گردش آزاد اطلاعات و محرم دانستن مردم ،توضیح دهید .

8- شما در یکی از سخنرانی هایتان گفته اید من در 20 سال گذشته سکوت نکرده ام بلکه رسانه ای در اختیار نداشته ام !با توجه به گستره عالم ارتباطات در عصر ما کما اینکه الان کلمه سبز را منتشر کرده اید ،پذیرش این سخن کمی دشوار است .لطفا توضیح دهید .

9- جناب آقای موسوی ،شما اعلام کرده اید که نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر نامشروع بودن سازمان مجاهدین انقلاب،سیاسی می باشد و این سازمان از نظر من رسمی است !پس از اعلام نظر شما حجه الاسلام کعبی ،یکی از اعضاء جامعه مدرسین با رد سخن شما بیانیه جامعه مدرسین را کاملا فقهی دانسته اند ،نظر حضرتعالی چیست ؟

10- آقای موسوی شما در جمع مردم پاکدشت گفتید : کشوری که تعامل درست با جهان دارد نباید دشمن تراشی کند .آیا بیاد دارید که در 12 آبان 1361 درباره تسخیر لانه جاسوسی گفتید :« تسخیر لانه جاسوسی باب تازه ای در مبارزات ضد استعماری ملل تحت ستم گشوده است» آیا حضرتعالی دشمن تراشی می کردید ؟

11- آیا وقتی که شما در تاریخ 14/4/1363(روزنامه اطلاعات) می گفتید : « دبیر کل اپک یا باید از ایران انتخاب شود و یا اصلا انتخاب نشود !» دشمن تراشی می کردید ؟

12- آقای موسوی ،شما با ادبیات خشونت آمیزی در تاریخ 6/2/1361 می گفتید : « دولت تحمل هیچ بی قانونی را نخواهد کرد ، ما اول با نصیحت و سپس با قوه قهریه هر نوع حرکت ضدانقلابی را خواهیم کوبید » اکنون چه تضمینی وجود دارد که پس از تکیه زدن بر اریکه قدرت مجددا بر طبل نفرت نکوبید ؟

13- آقای موسوی ،چرا نیامده از ابزار خشونت و تهدید استفاده می کنید .شما در دانشگاه گیلان گفته اید : امیدوارم که دیگر نپرسند چرا استعفاء داده ام تا مجبور نشوم که ابعاد دیگر استعفایم را بشکافم که بنفع بعضی ها نخواهد بود !

14- جناب آقای موسوی چرا عبدالکریم سروش که از تئورسینهای جبهه اصلاحات است، بجای حمایت از حضرتعالی از آقای کروبی حمایت کرده اند ؟

15- جناب آقای موسوی ،با توجه به اینکه حضرتعالی از اعضاء هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی هستید ،نظرتان در رابطه با مدیریت آقای جاسبی چیست ؟چرا برخی از حسودان ،مزاحم این مدیر منحصر به فرد و لایق می گردند ؟

16- نظر شما در مورد اعلام حكم اعدام سلمان رشدي توسط حضرت امام (ره) چيست؟ آيا به عنوان يك مقلد امام هنوز هم خود را به اين فتوا پايبند مي‌دانيد و در جهت اجرايي كردن آن اقدام خواهيد كرد؟

17- بنا به تصويب طرحي در مجلس، مصوبات هيأت وزيران بايد به تأييد رئيس مجلس نيز برسد. نظر شما در مورد اين موضوع و رابطه آن با بحث تفكيك قوا چيست؟ در صورت انتخاب شدن، با اين موضوع چگونه برخورد خواهيد نمود؟

18- با توجه به اينكه گفته‌ايد در دولت وزير ميلياردي نخواهيد داشت، نظرتان در مورد هزينه چند ميلياردي تزئين اتاق آقاي خرم در دولت آقاي خاتمي چيست؟ و واكنش شما در آن زمان به عنوان مشاور آقاي خاتمي چه بود؟

19- نظر شما در رابطه با 20 روز استعفاي نمايندگان مجلس ششم از جمله آقاي بهزاد نبوي (از وزراي كابينه شما) و مخالفتهاي آقايان خاتمي و كروبي با اين مقوله، چه مي‌باشد؟

20- در صورتي كه به وزراي مورد نظر شما، رأي اعتماد داده نشود، از رياست جمهوري استعفا نمي‌دهيد
نوشته شده توسط منتظر در 20:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1388/02/31

وجه تسمیه حضرت فاطمه علیهاالسلام

به انسیه حوراءِ


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه سلام الله علیها را پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفرید. عرض شد: یا رسول‌الله! مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام از جنس آدمیان نیست؟ فرمود: او حور است در قالب آدمیان. خداوند نور وی را در صُلب آدم به ودیعه گذاشت و از صلب من بیرون آورد، هر گاه شوق بهشت می‌کنم، فاطمه را می‌بوسم. (1)

ابن‌عباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه‌های بهشتی تکوّن یافته است.

حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.

ابن‌عباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه‌های بهشتی تکوّن یافته است. حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.

مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه، به کدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور می‌توان متشکل گردد.

اصل حورالعین، از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه، انسیه‌ای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است. چون بشریت، مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است.

بدین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و پلیدی وجود نداشته است.

بدین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و پلیدی وجود نداشته است.

«انسیه حوراء»؛ یک فرشته‌ای به صورت ترکیب عنصری بشری است که در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشری بود که آلوده به پلیدی‌های مادی نشده است.(2)

پی‌نوشت‌ها:

1- تفسیر الفرات، ص10.

2- کتاب فاطمة الزهرا"س" صاحب ولایت کبری، ص75.

لینک مطالب مرتبط:

- زهرا علیهاالسلام در نگاه خورشید

- فرهنگ القاب فاطمه علیهاالسلام

- حدیث عبادت زهرا علیهاالسلام

نوشته شده توسط منتظر در 21:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین


منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن می‌تواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لكن در اینجا فهرست‌وار، به ذكر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)

حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

فاطمه ركن علی است

از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»

حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

مددكار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه او را یاری می‌كردند و زینت‌ها را رها كرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك می‌كند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید…

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان شكیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»(14)

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4- همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10- همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.

"فصلنامه پژوهشی و اطلاع رسانی نهج البلاغه"

منبع :

 سایت تبیان

نوشته شده توسط منتظر در 20:4 |  لینک ثابت   •